تبليغاتX
. - ملایمت و مهربانی در تبلیغ دین
دین و دعوت
نویسنده‌: عبدالحمید البلالی
ترجمه: قادر قادری

خداوند متعال می‌فرماید: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ [1] : « از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان ( که سر از خطّ فرمان کشیده بودند ) نرمش نمودی. و اگر درشتخوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند.»
رسول خدا می‌فرماید:
«همانا خداوند مهربان و نرمخو است و ملایمت و مهربانی را دوست دارد و آن را می‌پسندد. خداوند انسان‌های نرمخو و مهربان را یاری می‌دهد اما مساعدت و یاری خود را از تندروان و خشونت طلبان دریغ می‌دارد».
علی بن ابیطالب (رض) می‌فرماید: «دل‌ها وحشی و رزمنده هستند. کسی که با آنان انس و الفت پیدا کند به او روی می‌آورند ».


حضرت علی در این سخن دل‌ها را به حیوانات وحشی و درنده ای تشبیه کرده است که از سرشتی رمنده و نامانوس برخوردارند، حیوانات رمنده ای که هرگاه انسان به آنان نزدیک شود پا به فرار می‌گذارند و دور می‌شوند و یا انگیزه دفاع از جان بر آدمی یورش آورده تا از خود محافظت نمایند. اما کسی که در رام کردن این حیوانات وحشی تجربه ای داشته باشد و بتواند با آنان الفت بگیرد، با یاری و اراده ی خدا می‌تواند با این دل‌های وحشی ارتباط برقرار سازد و آنان را رام کند و به طرف خود جلب نماید، همانطور که دست بر پشت گربه می‌کشی و او را نوازش می‌کنی و او هم راحت و آرام در کنارت می‌خوابد.

آری! تنها «الگو بودن» برای جذب دل‌ها کافی نیست. دل‌هایی که همانطور حضرت علی فرمودند سرشتی نامأنوس و غیر اهلی دارند. بلکه دعوتگر برای جذب دل‌ها باید در سطح بالایی از مدارا و مهربانی برخوردار باشد. با طبیعت‌های متعدد و گوناگون بتواند مدارا کند و با هر کدام طوری برخورد نماید که مناسب و مقتضای حال آن باشد، آن گاه دل‌ها به او روی آورده همانگونه که مورچه‌ها در اطراف یک دانه خرما که در گوشه ای افتاده است ، گرد می‌آیند، زیرا حلاوت و شیرینی آن را چشیده و با طبیعت هر کدام از آنان سازگاری دارد.



ملایمت و مهربانی

ملایمت و مهربانی واژگان زیبایی هستند که با آنان زندگی کرده ام. و بسیار ساده و راحت درباره ی موضوع صحبت می‌کنم تا بسیار سهل و آسان این معانی و مفاهیم را به برادر مربّی و دعوتگرم منتقل نمایم و او هم به آسانی بتواند از آن استفاده کند و در دنیای واقعیت به مرحله ی عمل بگذارد و شاگردان و متربیان خود را بر آن بار بیاورد.



ضرورت ملایمت و مهربانی در زندگی دعوتگران:

خداوند سبحان خطاب به پیامبر خویش می‌فرماید: (فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ )[2] : « از پرتو رحمت الهی است که تو با آنان ( که سر از خطّ فرمان کشیده بودند ) نرمش نمودی. و اگر درشتخوی و سنگ‌دل بودی از پیرامون تو پراکنده می‌شدند ».

سید قطب (رحمه الله) می‌فرماید: (مردم به آغوشی مهربان نیازمندند، به کسی که آن‌ها را به بهترین شیوه سرپرستی کند و با لبخند و گشاده رویی با آنان برخورد نماید، آن را دوست بدارد و با بردباری و بزرگواری با آنان رفتار کند، مردم امروز نیازمند کسانی می‌باشند که در برابر جهالت، ضعف و کاستی‌های آنان حلیم و صبور بوده و از روحیه و قلبی والا برخوردار باشند، بزرگ مردانی که نیازهای آنان را برطرف نمایند و خود به آن‌ها محتاج نباشند، مشکلات و گرفتاری‌های آنان را مرتفع سازند و ازآنان محبت، گذشت، بزرگواری، و اهتمام و توجه به امور دیگران ببینند و پیامبر خدا (ص) هم این گونه بود ).[3]

شیخ الاسلام ابن‌تیمیه ملایمت و مهربانی را برای دعوتگران به عنوان دومین شرط در نظر می‌گیرد. او می‌فرماید، دعوتگران ومربیان باید با چند ویژگی اساسی خود را بیارایند که اولین آن ملایمت و مهربانی است و دومین آن آگاهی یافتن از احکام و آداب شرع و سومین آن حلم و حوصله و بردباری است. سپس گفته ی یکی از علمای سلف را نقل می‌کند که می‌فرماید: ( تنها کسانی باید به معروف امر کنند و از منکر نهی نمایند که خود معروف و منکر را شناخته و به آن آگاه باشند و در اثنای انجام این امر خطیر ملایم و مهربان بوده و صبور و بردبار باشند ).



محبت و مهربانی در تبلیغ دین:

نشانه‌های حزن و اندوه بر رخسار امام ابن القیم پیدا است، و از اینکه مردم از دین روی برگردانده و به دستورات آن پایبند نیستند، از ته دل آه و ناله سر داده و می‌گوید:«بسی جای تعجب است کسی خدا را بشناسد ولی محبت او را در دل نداشته باشد، پیام و فراخوانی پیامبر را شنیده باشد ولی به آن لبیک نگوید، از میزان خشم و غضب خدا آگاهی داشته باشد، اما به طرف آن برود، از سود و منفعت سرشاری که از معامله با خدا به دست می‌آورد مطلع باشد ولی با دیگران معامله کند. به دلتنگی و وحشتی که از معصیت او حاصل می‌شود واقف باشد اما با طاعت و عبادت او انس و الفت نگیرد، هنگامی‌که در غیر یاد و ذکر خدا فرو می‌رود قلبش دچار انقباض و گرفتگی می‌شود اما با وجود این به ذکر و مناجات خداوند روی نمی‌آورد و شرح سینه ی خود را از آن نمی‌جوید، زمانی که قلبش به غیر خدا تمایل پیدا کند، دچار عذاب روح و وجدان شده اما با وجود این به خدا روی نمی‌آورد و به سوی او برنمی‌گردد. شگفت انگیزتر اینکه یقین داشته باشد که بیشتر از هر چیزی به خداوند نیاز دارد اما از او روی برتابد و به چیزی علاقه و تمایل داشته باشد که او را از خدا دور می‌کند».[4]

در اینجا لازم است به نکته ای اشاره کنیم و آن عبارت است از اینکه دلیل اعراض و رویگردانی گروهی از مردم، عملکرد و رفتار برخی از دعوتگران است.دعوتگرانی که در تبلیغ دین و انجام مسئولیت خویش از ابزار «ملایمت و مهربانی» بهره نمی‌جویند. در طول تاریخ دعوت و حرکت اسلامی به موارد زیادی از رویگردانی و عدم پذیرش دعوت از سوی مردم مواجه می‌شویم و یگانه عامل آن عبارت از این بوده که تبلیغ و نشر دین همراه با مهر و محبت و ملایمت نبوده و این عمل با تأنّی و تدرّج صورت نپذیرفته است. یک نفر به ابن مسعود (رض) می‌گوید: ای اباعبدالرحمن! دوست دارم هر روز برای ما موعظه کنی... اما آن شاگرد مدرسه ی نبوت در جواب می‌فرماید:« من دوست ندارم شما را خسته کنم و من در تبلیغ و موعظه از روش پیامبر (ص) تبعیت می‌کنم، زیرا ایشان برای اینکه خستگی و بی رغبتی به ما روی نیاورد، گاه گاهی به ایراد موعظه و نصیحت می‌پرداخت».[5]

لازم به ذکر است که «ابن مسعود» در روزهای پنج شنبه برای مردم موعظه می‌کرد. و ایشان از آن بیم داشتند که خستگی و بی رغبتی به نسل «تابعین» روی بیاورد و تحمل نداشته باشند هر روز به نصایح و موعظه‌های او گوش کنند. پس مردم در قرن بیستم چه روحیه ای دارند؟!! البته تنها «ابن مسعود» از این روش برخوردار نبود، بلکه تمامی ‌اصحاب و رسول خدا از این ویژگی بارز برخوردار بودند.

حضرت عمر (رض) در بالای منبر چنین می‌فرماید: «ای مردم! کاری نکنید خدا در نزد بندگانش مبغوض شود، یکی گفت: چگونه خدا در نزد بندگانش مبغوض می‌شود؟ فرمودند: یکی از شما به سخنرانی می‌پردازد و آن قدر سخنانش را طولانی می‌کند که در نتیجه مردم و مخاطبان از اصل موضوع متنفّر خواهند شد و یکی از شما به عنوان امام و پیشنماز آن قدر نماز را طولانی می‌کند که مردم از آن متنفّر می‌شوند».[6]

ابن عباس (رض) می‌فرماید: «هر جمعه برای مردم صحبت کن، اگر خواستی از این بیشتر برای مردم موعظه کنی، در طول هفته دو بار این کار را انجام بده و باز اگر خواستی از این بیشتر موعظه کنی، در یک هفته سه نوبت به این مهم بپرداز و کاری نکن که مردم از این قرآن خسته شوند و هنگامی‌که گروهی از سرگرم بحث و گفتگویی هستند بر آنان وارد مشو و حرف‌های آنان را قطع مکن و هنگامی‌که بر آنان وارد شدی، گوش کن و هرگاه از شما خواستند و به شنیدن حرفهایت علاقمند بودند، برای آنان موعظه کن، و از قیافه پردازی در دعا و مناجات بپرهیز، زیرا در عهد رسول خدا و اصحاب این کار انجام نمی‌شد».[7]

ابن حجر از گفته ی «ابن مسعود» این گونه نتیجه گیری می‌کند و می‌گوید: «هر چند موظبت و مداومت بر عمل صالح چیز خوبی است، اما برای اینکه انجام عمل صالح موجب خستگی و کسالت نگردد، مستحب است به طور دایم انجام نشود بلکه گاه گاهی انجام شود. به طور کلی می‌توان گفت: هر چند مواظبت بر انجام کار نیک امری مطلوب است اما باید آن را به دو بخش تقسیم کنیم:

1- در صورتی که انجام کار نیک هیچ سختی و مشقتی را به دنبال نداشته باشد، هر روز انجام داده شود.

2- و یا به صورت یک در میان انجام داده شود، یک روز فاصله بیفتد و در آن استراحت بپردازد و تجدید قوا کند تا روز بعد با نشاط و شادابی به انجام آن کار نیک مبادرت نماید و یا فقط روزهای جمعه آن را انجام دهد.

البته آنچه را که گفتیم با توجه به اخلاف شرایط و احوال افراد فرق می‌کند.

ضابطه ای را که برای انجام کار نیک و عمل صالح می‌توان در نظر گرفت «نیاز» و «احتیاج » است. به این معنی هرگاه انجام کار نیک به عنوان یک «نیاز» مطرح باشد، باید آن را انجام داد، اما باید با نشاط و شادابی صورت پذیرد».[8]

ای دعوتگر و مربی گرامی! اگر از فرمایشات اصحاب بهره بگیری و دانش و شناخت آن‌ها را چراغ راه خود قرار دهی، جزو آن شش نفر نخواهی بود که «ابن عبدالبر» از آنان بحث می‌کند. ایشان می‌گویند:شش نفر هستند که هرگاه به آن‌ها اهانت شود گناه را به گردن کسی نمی‌اندازند و تنها به سرزنش خویش می‌پرازند؛ کسی که در یک مهمانی شرکت کند که به آن دعوت نشده باشد، کسی که از انسان پست و فرومایه فضل و عطا طلب کند، کسی که در امور دیگران مداخله کند و بدون اینکه از او خواسته باشند، کسی که سلطان و پادشاه را خوار شمارد، کسی که در جایگاهی بنشیند و شایستگی آن را نداشته باشد، کسی که با نفری صحبت کند اما او به حرفهایش گوش ندهد و آن را نپذیرد».[9]


پاورقی‌ها:
--------------------------------------------------------------------------------

[1] آل عمران 159

[2] آل عمران 159.

[3] فی ظلال القرآن جلد 1 صفحه ی 501 چاپ دارالشروق.

[4] الفوائد (ص 47)

[5] البخاری ( فتح الباری 70)

[6] الآداب الشرعیه ( ج 2، ص 108)

[7] الآداب الشرعیه ( ج 2، ص 108)

[8] فتح الباری ( ج 1 ، ص 162)

[9] الآداب الشرعیه ( ج 2، ص 108)
+ نوشته شده در ساعت توسط مدیر: غزالی |